اخبار > فرقه جارودیه



 

کد خبر:٤١٥٤٦٦بازدید:64تاریخ درج:يکشنبه ١١ آبان ١٣٩٩

 فرقه جارودیه

شرح حال ابو جارود

 


بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حال ابو جارود

زیاد بن مُنْذر معروف به اَبُوالجارود بنیان‌گذار فرقه جارودیه که به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه از سوی امام باقر (ع) طرد شد.

نام، کنیه و نسب

در بیشتر منابع نام او به صورت زیاد بن منذر آمده است.1زیاد بن ابی زیاد، گونه دیگری که برای نام او آورده‌اند،2 احتمالاً بر اثر خلط با نام یزید بن ابی‌زیاد، از محدثان مشهور که در قیام زیدشرکت گسترده داشت،3 پدید آمده است.

در منابع به او، کنیه دوم «ابوالنجم»4و نسبتهای «عبدی»5و «ثقفی» نیز داده شده که تنها نسبت اخیر در منابع کهن رجالی تکرار شده است.6

گاه نیز او را منسوب به قبیله «هَمدان» و به ویژه از تیرۀ «خارِف» بر شمرده‌اند.7

تبارنامه

اطلاعات پراکنده‌ای حاکی از ایرانی تبار بودن ابوالجارود وجود دارد که باید با احتیاط تلقی شود:

طوسی در رجال8 بدون اشاره به تبار نیاکان، او را «مولا» خوانده است. سعد اشعری9 از وی به عنوان «اعجمی» یاد کرده و بعید نیست که گفتار او ناشی از خلط با شاعری به نام زیاد اعجم (درگذشت حدود ۱۰۰ق)10بوده باشد؛ برخی نیز، رئیس فرقه جارودیه را «خراسانی» دانسته‌اند.11

باتوجه به اینکه ابوالجارود از ابوالطفیل عامر بن واثله (درگذشت حداکثر ۱۱۰ق/۷۲۸م) روایت کرده، دیرترین تاریخی که برای تولد او می‌توان ذکر کرد، سال‌های پایانی قرن نخست هجری است، اما روایتی که در آن، او خطاب به امام باقر(ع) خود را «کبیر السّن» خوانده است، با این تخمین سازگاری ندارد.12به هر روی، در اینکه ابوالجارود، محضر امام سجاد(ع)را درک کرده باشد، تردید وجود دارد؛ به‌ویژه با توجه به اینکه وی در روایت از امام سجاد(ع) با واسطه فرزند ایشان، عبدالله روایت می‌کند13 و در یک مورد روایت مستقیم وی از امام سجاد(ع)، 14 امکان افتادگی وجود دارد.15

از اصحاب امام باقر(ع)

ابوالجارود از اصحاب امام باقر(ع) بود و از روایات بسیاری که از آن حضرت نقل کرده، می‌توان به ارتباط نزدیک او با آن امام پی برد.

وی، به سبب اندیشه‌های خاص و عدم پای‌بندی به تقیه که شیعیان در آن دوره به آن ملزم بودند از سوی امام طرد شد و گفته‌اند که امام(ع) به او «سُرحُوب» (شیطان کور ساکن دریا) لقب داده بود.16ولی آیتالله خویی به شدت منکر این تسمیه است.17بنابر پاره‌ای روایات مندرج در معرفه الرجالکشی،18ابوالجارود در دورۀ امامتامام صادق(ع)    نیز به جهت حفظ عقایدش مورد طعن و نکوهش آن امام قرار گرفت.

گرایش به زید بن علی

نگرش ابوالجارود به مسأله امامت و عدم پای‌بندی به تقیه او را از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دور ساخت و موجب شد تا به سمت زید بن علی بگراید. ابوالجارود خطبه زید بن علی به هنگام خروج19 و نیز روایات و پرسش‌های فقهی و تفسیری از وی روایت کرده است.20او از یحیی بن زیدنیز استماع حدیث کرده است.21

ابوالجارود در پی قیام زید بن علی (۱۲۲ق/۷۴۰م) همراه او شد،22 ولی برخی روایات موجود درباره فعالیت‌های او در جریان قیام زید چندان قابل اعتماد نیست، از آن‌جمله این روایت که او همراه با فضیل بن زبیر رسّان، در جلب حمایت ابوحنیفه از قیام زید، کوشش کرد.

درگذشت

برخی او را یکی از مقتولان قیام زید در سال ۱۲۲ق دانسته‌اند؛ اما شواهدی بر خلاف آن وجود دارد و نشان میدهد او تا نیمه دوم قرن دوم زنده بوده است. از جمله شواهد آن است که در میان راویانِ ابوالجارود، نامِ حسن بن محبوب (زنده در ۱۴۹ق)23و عبدالله بن حمّاد انصاری(زنده در ۲۲۹ق)24به چشم می‌خورد. علاوه بر آنان، کسانی چون محمد بن سنان،25محمدبن بکر ارحبی،26ابومِخنف27 و نصر بن مزاحم28 از او استماع نموده‌اند.ابن حجر  نیز، مرگِ ابوالجارود را بین ۱۵۰تا ۱۶۰ق دانسته است.29

 

 

دیدگاه علمای رجال درباره ابی‌الجارود

دیدگاه اهل سنت

ابوالجارود در کتب رجالی اهل سنت سخت مطعون است، تا بدانجا که روایت حدیث از وی را روا ندانسته‌اند.30

دیدگاه امامیه

  • عبارات کتب رجال امامیه نیز غالباً با نقل اقوال ائمه(ع)در لعن و ذم او همراه است.31
  • ابن غضائری32ضمن اینکه معتقد است «حدیث ابوالجارود در احادیث امامیه بیشتر از احادیث زیدیه از او است»33اما در عین حال متذکر شده که امامیه احادیث او را مکروه دانسته و بیشتر به روایتهایی که از قول محمدبن بکر ارحبی از او نقل شده باشد، اعتماد داشته‌اند تا روایات محمد بن سنان؛34بدین ترتیب از شدت کراهت کاسته شده است.
  • از سوی دیگر برخی از علمای شیعه همچون شیخ مفید نقل روایت از او را جایز دانسته و او را در زُمرۀ رجالی برشمرده که احادیث فقهی از آنان روایت می‌شود.35همچنانکه ابن قولویه با نقل روایت از او در کامل الزیارات36جواز علمی نقل روایات از ابوالجارود را صادر کرده است.37

از این‌رو عجیب نیست که روایات وی، در سطح گسترده‌ای در کتب معتبر امامیه نظیر اصول کافیکلینی، تفسیر فرات کوفی و تفسیر علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.38همچنین روایات فقهی فراوانی از او غالباً به روایت محمد بن بکر ارحبی در امالی احمد بن عیسی39و نیز دیگر منابع زیدی40یافت می‌شود.

تالیفات

در مآخذ، دو اثر به وی نسبت داده شده است، یکی اصل و دیگری التفسیر که وی مدعی بود، مضامین آنها را از امام باقر(ع)شنیده بوده است.

1.     اصل منسوب به ابوالجارود را کثیر بن عیاش روایت کرده است که گفته‌اند در ماجرای خروج ابوالسرایا در ۲۰۰ق شرکت داشت.41

2.     از تفسیر وی که بیشتر به تفسیر امام باقر(ع) شهرت داشته است،42بخش‌هایی در کتاب تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی نقل شده است.43همچنین این تفسیر مورد استفادۀ کسانی چون فرات کوفی44و عیاشی45قرار گرفته است،46در حالی که اهل سنت با این تفسیر سخت مخالفت می‌ورزیده‌اند.47و دارقطنی محدث شهیری مانند ابن شاهین را به سبب استفاده از تفسیر ابوالجارود در تفسیر خود، سخت مورد نکوهش قرار داده است.48

اعتقادات

  • به عقیدۀ ابوالجارود پس از حسنین(ع)نص  قطع گردیده است، اما امامت از فرزندان فاطمه(س) خارج نشدنی است. او می‌پنداشت هر که از فرزندان فاطمه(ع) مردم را به سوی خود بخواند، امام«مفترض الطاعه» است و بر مردم است که او را امام بدانند.49از این‌رو، وی از ابوبکرو عمر برائت جست و آنان را غاصبان خلافت خواند.50به عقیدۀ ابوالجارود که در این قسمت، با عقیدۀ دیگر زیدیان مشترک است، تشخیص دقیق امام افضل، به سبب کثرت فرزندان فاطمه(ع) دشوار است و از این‌رو، شرط امامت، «خروج» است.
  • وی همچنین، معتقد بود که امام به هنگام بروز حوادث، آنچه را باید انجام دهد، به وی الهام می‌شود.51دور از انتظار نیست که عقاید منسوب به فرقه جارودیه، با عقاید ابوالجارود، به عنوان بنیان‌گذار آن، در منابع فرقه شناختی تفکیک‌پذیر باشد.

پانویس

1.     یحیی بن معین، التاریخ، ج ۳، ص ۳۶۶و ص ۴۴۵؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج ۲(۱)، ص ۳۷۱؛ طوسی، رجال، ص ۱۲۲و ص ۱۹۷

2.       رجوع کنید به: خوارزمی، مفاتیح العلوم، ص ۲۹؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص ۱۴۰

3.       رجوع کنید به: ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، ص ۱۴۵؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص ۱۳۲-۱۳۳

4.      ابن ندیم، ۲۲۶

5.       مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ص ۲۰۸

6.       رجوع کنید به: بخاری، التاریخ الکبیر، ج ۲(۱)، ص ۳۷۱؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، الکنی والاسماء، ص ۹۶؛ ابن حبان، المجروحین، ج۱، ص ۳۰۶

7.       رجوع کنید به: ابن غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص ۱۰؛ نجاشی، رجال، ص ۱۷۰؛ طوسی، رجال، ص ۱۲۲، ۱۹۷

8.      طوسی، رجال، ص ۱۲۲، ۱۹۷

9.       اشعری، المقالات والفرق، ص ۱۸

10.                        رجوع کنید به: ابن شاکر، فوات الوفیات، ج۲، ص ۲۹-۳۰

11.                        رجوع کنید به: حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج۱، ص ۳۰۸

12.                         رجوع کنید به: راوندی، الدعوات، ص ۱۳۵

13.                          رجوع کنید به: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج ۱، ص ۶۴۹، و ج۲، ص ۷۱۱

14.                          کلینی، الکافی، ج۱، ص ۲۲۱

15.                          رجوع کنید به: خوئی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۱۶۳

16.                          رجوع کنید به: نوبختی، فرق الشیعه، ص ۴۸-۴۹؛ کشی، معرفه الرجال، ص ۲۲۹

17.                          زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۸.

18.                         کشی، معرفه الرجال، ص ۲۳۰-۲۳۱

19.                        ابوطالب، تیسیر، ۱۹۵-۱۹۶؛ سیاغی، الروض النضیر، ج۱، ص ۱۲۹

20.                        رجوع کنید به: فرات، تفسیر، ص ۱۲۷-۱۲۸؛ المرشدبالله، الامالی، ج۲، ص ۴۲، ص ۷۵؛ قاسم بن محمد، الاعتصام بحبل الله المتین، ج۳، ص ۲۲۱؛ احمدبن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۲، ص ۹۰۱

21.                          رجوع کنید به: ابوطالب، تیسیر، ص ۳۱۲؛ مادلونگ، ص ۴۴؛ قس: احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص ۱۹۷

22.                        نجاشی، رجال، ص ۱۷۰

23.                          رجوع کنید به: کشی، اختیار طوسی، ص۵۸۴؛ ابن بابویه، فقیه من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۳۲

24.                        رجوع کنید به: ابن ابی زینب، الغیبه، ص۱۰۱

25.                          کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۰۴و ج۸، ص۲۶۳، جاهای مختلف

26.                        ابوعبدالله علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۱۶، ۱۷، ۸۷، جاهای مختلف

27.                        طبری، تاریخ، ج۲، ص۶۷۶

28.                        خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۸۲؛ ابو عبدالله علوی، الاذان بحی علی خیرالعمل، ص۷۵؛ احمد بن عیسی، امالی (رأب الصدع)، ج۱، ص۱۹۷

29.                          ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۸۷، به نقل از بخاری.

30.                         رجوع کنید به:یحیی بن معین، التاریخ، ج۳، ص ۴۵۶؛ احمدبن حنبل، الملل و معرفه الرجال، ج۳، ص ۳۸۲؛ ابن عدی، الکامل فی الضعفاء، ج۳، ص ۱۰۴۶-۱۰۴۸

31.                          کشی، معرفه الرجال، ص ۲۲۹-۲۳۰؛ علامۀ حلی، رجال، ص۲۲۳

32.                        غضائری، تیسیر المطالب من امالی الامام ابی‌طالب، ص ۱۰-۱۱

33.                          فرمانیان / موسوی نژاد،زیدیه تاریخ و عقاید، ص۴۹.

34.                          خویی،معجم رجال الحدیث، ج۷، ص ۳۲۱ ۳۲۶.

35.                        مفید، الرساله العددیه، ص ۱۲۹

36.                          ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۴۷

37.                        فرمانیان / موسوی نژاد، ص۴۹.

38.                        رجوع کنید به:خوئی، معجم رجال الحدیث، ج۲۱، ص ۳۴۹-۳۵۱

39.                        رجوع کنید به: احمد بن عیسی،امالی، ج۱، ص ۴۹، ۵۵، ص ۱۰۷-۱۰۸، و ج۲، ص ۹۰۱، ۹۳۶، جاهای مختلف

40.                        رجوع کنید به: ابوطالب، تیسیر، ص ۳۲، ۳۴؛ المرشد بالله، یحیی بن حسین، الامالی، ج۱، ص ۱۷، ۱۴۹، جاهای مختلف

41.                        طوسی، فهرست، ص ۷۲-۷۳

42.                        ابن ندیم، ص ۳۶

43.                          رجوع کنید به: آقابزرگ، الذریعه، ج۴، ص ۳۰۲-۳۱۰

44.                        فرات کوفی، تفسیر، ص ۱۰۱، ۱۲۰، ۱۴۷، جاهای مختلف

45.                        عیاشی، تفسیر، ج۱، ص۱۷، ۸۶، ۳۳۳

46.                         ابن طاووس، سعدالسعود، ص ۱۲۱-۱۲۲

47.                         ابن ابی حاتم، الجرح و التعدیل، ج ۱(۲)، ص۵۴۶

48.                        خطیب، تاریخ بغداد، ج۱۱، ص ۲۶۷

49.                         ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص ۴۲

50.        حمیری، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، ج۱، ص ۳۰۸

51.                         ناشیء اکبر، مسائل الامامه، ص ۴۳

منابع

  • آقابزرگ، الذریعه.
  • ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، حیدرآباد دکن، ۱۳۷۱ق/۱۹۵۲م.
  • ابن ابی زینب، محمدبن ابراهیم، الغیبه، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • ابن بابویه، محمدبن علی، فقیه من لایحضره الفقیه، به کوشش حسن موسوی خرسان، بیروت، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.
  • ابن حبان، محمد، المجروحین، به کوشش محمود ابراهیم زاید، بیروت، ۱۳۹۶ق.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۵ق.
  • ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۳م.
  • ابن طاووس، علی بن موسی، سعدالسعود، نجف، ۱۳۶۹ق/۱۹۵۰م.
  • ابن عدی، عبدالله، الکامل فی الضعفاء، بیروت، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.
  • ابن غضائری، احمدبن حسین، الافاده، نسخه خطی کتابخانه واتیکان، شم ۱۱۵۹.

 

منبع: سایت ویکی شیعه به آدرس                  https://fa.wikishia.net/view                                                    

 


 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج