اخبار > لوط بن یحیی بن سعید معروف به أبو مِخنَف



 

کد خبر:٤٠١١٢٥بازدید:281تاریخ درج:سه شنبه ٥ تير ١٣٩٧

  لوط بن یحیی بن سعید معروف به أبو مِخنَف

محدثان شیعه

 

أبو مِخنَف، لوط بن یحیی بن سعید بن مِخنَف بن سُلیم الغامدی الأزدی (درگذشت ۱۵۷ق) تاریخ‌نگار شیعه اهل کوفه که به‌دلیل نگارش کتابی به‌ نام مقتل‌الحسین مشهور است. وی در این کتاب، بیشتر روایاتِ موافق و مخالف درباره واقعه عاشورا را گرد آورده‌است. ابن ندیم و نجاشی فهرست بلندی از کتاب‌های او ارائه کرده‌اند؛ اما هیچ‌کدام از آن کتاب‌ها به روزگار ما نرسیده است و فقط محمد بن جریر طبری در کتاب تاریخ طبری، بخش عمده‌ای از کتاب مقتل‌الحسین او را نقل کرده است.

علاوه بر طبری، بَلاذُری نیز روایت‌هایی از او نقل کرده است. به گفته برخی، نقل‌های ابومخنف از حوادث صدر اسلام آن‌چنان دقیق، مفصل و با ذکر جزئیات واقعه است که خواننده را به زوایای مختلف حادثه راهنمایی می‌کند. علاوه بر این، نقل این روایات به دور از هرگونه تعصب مذهبی و قومی است، تا آنجا که تاریخ‌نگاران هر دو گروه اهل سنت و شیعه از او استفاده کرده‌اند.

زندگی ابومخنف

درباره زندگانی ابومخنف، اطلاعات تاریخی اندکی به جا مانده است.حتی درباره اینکه او در دوران کدام امام می‌زیسته نیز اختلاف وجود دارد؛ چنان‌که برخی او را از اصحاب امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) برشمرده‌اند و برخی دیگر او را از یاران امام صادق(ع) می‌دانند. البته با توجه به اینکه تاریخ وفات ابی مخنف را ۱۵۷ یا ۱۵۸ ذکر کرده‌اند که به دوران امام صادق(ع) نزدیک تر است، به نظر می‌رسد نظر گروه دوم صحیح‌تر است.

درباره تاریخ ولادت او نیز نظرها مختلف است؛‌ برای مثال ولهاوزن می‌گوید وی در سال ۸۲ قمری در میانسالی بوده و دوست محمد بن سائب کلبی به شمار می‌رفته است. اما به گفته فؤاد سزگین، ابومخنف در حدود سال ۷۰ قمری زاده شده است.یوسفی غروی‌ نیز سال ولادت وی را حدود سال هشتاد و ۲۰ سال بعد از واقعه عاشورا دانسته است. 

ابومخنف در کوفه از خاندانی بزرگ و مشهور از تیره غامد و از قبیله بزرگ أزْد برخاسته بود. نیای او مخنف بن سلیم بر اساس گزارش خودِ ابومخنف، در سال ۶ قمری، زمانی که حضرت محمد(ص) به دعوت ابوظبیان ازدی پرداخت، اسلام آورد. او را در شمار صحابه آورده‌اند؛ زیرا از رسول اکرم احادیثی روایت کرده است. وی همچنین از اصحاب امام علی(ع) بود. ابومخنف، در شرح حال مخنف، جدّ خویش، کتابی به نام «‌اخبار مخنف بن سلیم‌» تألیف کرده است. از استادان و چگونگی زندگانی علمی و تعلیم و تعلم ابومخنف، اطلاع دقیقی در دست نیست.

مذهب ابومخنف

یولیوس ولهاوزن عقیده دارد: همدلی ابومخنف معطوف به عراق و علی است، در برابر شام و امویان؛ ولی در این باره نمی‌توان به گرایش چندانی در او پی برد.

مذهب ابومخنف از نگاه شیعه

دانشمندان شیعه درباره مذهب ابومخنف، اختلاف نظر دارند. برخی از آنان به شیعه‌بودن وی تصریح کرده‌اند؛ ولی در این که او شیعه امامی باشد، تردید دارند. مجلسی در بحارالانوار وی را از علمای اهل سنت گمان کرده است. ابوعمر کشی ابومخنف را از اصحاب امیرالمومنین علی(ع) گفته است؛ اما اساس درستی ندارد؛ چنانکه شیخ طوسی پدر ابومخنف را از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) ذکر کرده و در کتاب رجالش گوید:و عندی ان ّ هذا غلط لان ّ لوط بن یحیی لم یلق امیرالمومنین و کان ابوه یحیی من اصحابه.

آنچه در بین شیعیان مورد توافق است این است که ابومخنف از اصحاب امام صادق(ع) بوده است. نَجاشی گوید: «گروهی گفته‌اند ابومخنف از اصحاب ابوجعفر محمد بن علی الباقر(ع) است و آن درست نباشد». به عقیده زرگری نژاد، درباره تعلق اعتقادی و سیاسی ابومخنف به امام علی(ع) و فرزندان او تردیدی نمی‌توان داشت. رسول جعفریان او را شیعه عراقی می‌داند؛ به این معنا که ابومخنف خلافت ابوبکر و عُمَر را قبول داشت و علی را بر عثمان ترجیح می‌داد؛ ولی او نه امامی و نه زیدی بود. یوسفی غروی می‌گوید:ابومخنف امامت امام سجاد(ع) را ده سال درک کرده است؛ ولی به دلیل اینکه سن و سال کمی داشته، از آن امام حدیثی نقل نکرده است؛ ولی از امام باقر، امام صادق و امام کاظم (علیهم السلام) روایاتی نقل کرده و اخبار وی از امام باقر(ع) بدون واسطه است. هیچ دلیلی بر شیعه بودن ابومخنف نداریم و ابن ابی الحدید نیز بر این مطلب تأکید می‌کند که وی شیعه نیست و محدث بوده است. ابومخنف شیعه به معنای عام کلمه یعنی محب اهل بیت(ع) بوده، ولی شیعه به معنای خاص که به نص و عصمت اعتقاد داشته باشد، نبود. نجاشی نیز روایات وی را تحسین، مدح و توثیق می‌کند و نمی‌گوید که وی شیعه بود. با این اوصاف، از روزگاری دور، اهل سنت و شیعه ابومخنف را شیعه‌ای دوآتشه می‌شناخته‌اند.

مذهب ابومخنف از نگاه اهل سنت

ابن ندیم درباره جد دوم ابومخنف که مخنف نام داشته می‌نویسد: إنّ مخنفاً هذا کان من أصحاب علی بن أبی طالب، و قد ورث أبومخنف من جده. یعنی مخنف از یاران علی بن ابی طالب بود و ابومخنف نیز شیعی گری را از جدش به ارث برده است. همچنین بزرگان اهل سنت بر مذهب شیعی ابومخنف تاکید کرده‌اند. صاحب "القاموس" می‌نویسد: إن أبا مخنف إخباری شیعی تالف متروک. یعنی ابومخنف یک محدث شیعی است که تالیفاتش -بر اثر طعن بر صحابه- متروک است. ابوحاتم رازی نیز به همین دلیل می‌نویسد که ابومخنف متروک الکلام است. إنه متروک الحدیث. دارقطنی نیز می‌نویسد وی اینگونه است: إخباری متروک الحدیث، و ابن عدی هم می‌نویسد ابومخنف یک شیعه دوآتشه و داغ است و اخبار شیعیان را نقل می‌کند: شیعی محترق، صاحب أخبارهم. لکن عامه را بعلت شیعی بودن ابومخنف بر روایات وی اعتمادی نیست. فیروزآبادی گوید: لوط بن یحیی اخباری شیعی تالف من نقله السیر، متروک. و دارقطنی گوید: اخباریﱡ ضعیف. اما با اینحال هر چند ابومخنف از نظر عالمان اهل سنت به وثاقت شناخته نشده ولی مورخان بزرگی چون واقدی، ابن قتیبه، طبری و ابن اثیر، از او روایت نقل کرده‌اند.

آثار

  • مقتل ابومخنف

مهم‌ترین اثر ابومخنف، گزارشی از نبرد کربلا است که به نام «‌کتاب مقتل الحسین‌» معروف است. متن اصلی این اثر از میان رفته‌است نسخه خطی از این کتاب در برلین نگهداری می شود ولی «‌لئورا وچا ولیری‌» آن را تماماً معتبر نمی‌داند. در حال حاضر متنی به نام مقتل ابومخنف در دسترس خوانندگان قرار دارد که حاوی روایاتی ناهمگون است و هرگز مورد اعتماد مورخان و پژوهشگران قرار نگرفته و اعتبار آن مورد تردید است.با این‌حال، کتاب ابومخنف به سبب قدمت تاریخی که داشته‌است، مورد توجه مورخان و محققان قرون بعدی قرار گرفت و بسیاری از ایشان، متن آن را به طرق مختلف در آثار خویش آورده‌اند.

  • دیگر آثار

ابومخنف افزون بر مقتل الحسین چهل کتاب دیگر نیز داشت که از اکثر آنها تنها نامی باقی مانده است. طبری عمده مطالب کتب او را در تاریخ خود نقل کرده است. اصل هیچ یک از تألیفات ابومخنف به دست نیامده است و کتاب‌هایی که بدو نسبت داده‌اند، مجهول و ساخته متأخران است. ابن ندیم کتب ذیل را بدو نسبت می‌دهد:

 

  1. کتاب الردة
  2. کتاب فتوح الشام
  3. کتاب فتوح العراق
  4. کتاب الجمل
  5. کتاب صفین
  6. کتاب اهل النهروان والخوارج
  7. کتاب الغارات
  8. کتاب الحریث
  9. ابن راشد و بنی ناجیة
  10. کتاب مقتل علی
  11. کتاب مقتل حجر بن عدی
  12. کتاب مقتل محمد بن ابی بکر و الاشتر و محمد بن ابی حذیفة
  13. کتاب الشوری و مقتل عثمان
  14. کتاب المستورد ابن علفه (در بعض کتب دیگر کتاب المیسور ابن علقمه؟)
  15. کتاب مقتل الحسین،
  16. کتاب وفات معاویه و ولایة ابنه یزید و وقعة الحرة وحصار ابن الزبیر
  17. کتاب المختار بن ابی عبید
  18. کتاب سلیمان بن صرد و عین الوردة
  19. کتاب مرج راهط و بیعة مروان و مقتل الضحاک بن قیس
  20. کتاب مصعب و ولایته العراق، کتاب مقتل عبداﷲ بن الزبیر
  21. کتاب مقتل سعید بن العاص
  22. کتاب حدیث یا حمیرا و مقتل ابن الاشعت
  23. کتاب بلال الخارجی کتاب نجدة ابی قبیل
  24. کتاب حدیث الازارقة
  25. کتاب حدیث روستقبان
  26. کتاب شبیب الخارجی و صالح بن مسرح
  27. کتاب مطرف بن المغیرة
  28. کتاب دیرالجماجم و خلع عبدالرحمن بن الاشعث
  29. کتاب یزید بن المهلب و مقتله بالعقر
  30. کتاب خالد بن عبداﷲ القسری و یوسف بن عمر و موت هشام و ولایة الولید
  31. کتاب یحیی
  32. کتاب الضحاک الخارجی و در معجم علاوه بر کتاب‌های مزبور کتاب زید بن علی و کتاب الخوارج و المهلب بن ابی صفرة را نیز به وی منسوب داشته و بعضی کتاب اخبار مخنف بن سلیم
  33. کتاب السقیفه
  34. کتاب فتوح خراسان
  35. کتاب اخبار الحجاج
  36. کتاب اخبار ابن الحنفیة
  37. کتاب اخبار محمد بن ابی بکر
  38. کتاب اخبار زیاد
  39. کتاب الشوری
  40. کتاب الخطبة الزهراء را بر نام‌های کتب او افزوده‌اند..

 

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج