اخبار > عَطِیَّه بن سَعد بن جُناده عَوفی



 

کد خبر:٤٠٠٤٥٠بازدید:343تاریخ درج:يکشنبه ٦ خرداد ١٣٩٧

 عَطِیَّه بن سَعد بن جُناده عَوفی

محدثان شیعه

 

عَطِیَّه بن سَعد بن جُناده عَوفی از تابعین و شیعیان حضرت علی(ع) در کوفه. از وی به عنوان مفسر، محدث و فقیه شیعی یاد کرده‌اند و کتابی در تفسیر قرآن دارد. عطیه در زمان خلافت علی (ع) به دنیا آمد و در سال ۱۱۱ق در کوفه وفات یافت. وی در قیام مختار و قیام عبدالرحمن بن محمد بن اشعث برضد حجاج بن یوسف شرکت داشت. حجاج او را به دلیل خودداری از ناسزا گویی به حضرت علی (ع) تازیانه زد. همراهی عطیه با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت روز اربعین اول امام حسین(ع) مشهور است.

نسب، تولد، نام و کنیه

عطیه از طایفه بکالی تیره‌ای از قبیله بنی عوف بن امرؤ القیس است. پدرش، سعد بن جناده از قبیله بنی عوف و از صحابه رسول خدا(ص) و مادرش کنیزی از اهالی روم بود.

درباره تاریخ تولد عطیه خبر دقیقی در دست نیست اما برخی تولد وی را بین سال‌های ۳۶ تا ۴۰ تخمین زده‌اند؛ چرا که در زمان خلافت امام علی(ع) در کوفه متولد شد. پدرش وی را نزد امام آورد تا او را نامگذاری کند، امام او را در آغوش گرفت و گفت هذا عَطیّةُ الله (این موهبت و هدیه خداست). بدین جهت وی را عطیه نامیدند. حضرت علی برای وی از بیت المال مبلغی مقرر کرد. کنیه وی نیز ابوالحسن است. او را با لقب‌های عوفی، جدلی، قیسی و کوفی می‌شناسند.

مقام علمی

عطیه از تابعین محسوب شده و امام محمد باقر (ع) را نیز درک کرده است.ابن سعد از علمای اهل سنت وی را ثقه و فردی صالح دانسته است. ترمذی نیز از او حدیث نقل کرده و احادیث وی را حَسَن دانسته‌است. از او به عنوان محدث مفسر قرآن و فقیه شیعی در زمان حجاج بن یوسف ثقفی یاد شده است.

او از عبدالله ابن عباس، ابوسعید خدری، عبدالله بن عمر و جابر بن عبدالله انصاری حدیث نقل کرده‌است.

از او نیز پسرش حسن، ابان بن تغلب، حجّاج بن أرطاة، قرّة بن خالد، زکریا بن أبی زائده، محمد بن جحاده، مسعر بن کدام، فضیل بن مرزوق، و عده‌ای دیگر حدیث نقل کرده‌اند.

آثار

تفسیر قرآن: عطیه پنج جلد تفسیر قرآن نگاشت. او می‌گوید: من سه دوره تفسیر کامل قرآن را نزد ابن عباس آموختم و قرآن را نیز هفتاد بار در کنارش خواندم.

خطبه فدک: عطیه خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) که در مسجدالنبی ایراد شد را برای عبد الله محض، نوه امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد.

زیارت امام حسین علیه السلام

شهرت عطیه به دلیل همراهی وی با جابر بن عبدالله انصاری در زیارت اربعین اول امام حسین (ع) است. عطیه نقل می‌کند که با جابر برای زیارت قبر امام حسین (ع) خارج شدیم، هنگامی که به کربلا رسیدیم جابر به فرات نزدیک شد و غسل کرد و با آداب خاصی به زیارت امام حسین (ع) رفت.

در قیام مختار

عطیه در قیام مختار حضور یافت و به دستور مختار تحت فرماندهی ابوعبدالله جدلی برای نجات بنی هاشم و محمد بن حنفیه از دست عبدالله بن زبیر عازم مکه شد. هنگامی که به نزدیکی مکه رسیدند ابوعبدالله بجدلی هشتصد نفر از نیرومندان سپاه خود را به فرماندهی عطیه به شهر فرستاد، این گروه وارد مکه شده و چنان تکبیری گفتند که ابن زبیر صدای آن را شنید و گریخت و وارد دار الندوه شد. برخی گفته‌اند ابن زیبر از ترس به پرده‌های کعبه پناه برد و گفت: «من پناهنده به خدایم.»

عطیه می‌گوید:

«ما پیش ابن عباس و ابن حنفیه رفتیم که با یاران خود در خانه‌هایی زندانی بودند، اطراف آن خانه‌ها را تا سر دیوارها هیزم چیده بودند به طوری‌که اگر آن را آتش می‌زدند همه در آن می‌سوختند. پس از نجات آنها از ابن عباس و محمد بن حنفیه درخواست کردیم تا اجازه دهند شر عبدالله بن زبیر را کم کنیم ولی آنان به دلیل حرمت خانه کعبه اجازه ندادند.»

در قیام ابن اشعث

عطیه در قیام عبدالرحمن بن محمد اشعث بر ضد حجاج بن یوسف شرکت کرد و پس از شکست ابن اشعث به فارس گریخت. حجاج به محمد بن قاسم ثقفی نامه نوشت تا عطیه را احضار کرده و از وی بخواهد حضرت علی (ع) را لعن کند و اگر از این کار خوداری چهارصد ضربه شلاق به وی زده و سر و صورتش را بتراشد. وی پس از احضار از این کار خوداری کرده چهار صد تازیانه خورد و محمد بن قاسم موی سر و صورتش را تراشید.

وفات

عطیه پس از امتناع از ناسزا گفتن به حضرت علی (ع) و خوردن تازیانه به خراسان رفت. پس از به حکوت رسیدن عمر بن هیبره در عراق، عطیه به وی نامه‌ای نوشت و از وی خواست تا به کوفه برگردد، او نیز موافقت کرد. وی در کوفه بود تا اینکه در سال ۱۱۱ق در گذشت. برخی به اشتباه سال وفات وی را ۱۲۷ق ذکر کرده‌اند.

تبار و فرزندان

عطیه فرزندانی به نام‌های علی، از اصحاب امام صادق(ع) حسن، حسین و عبدالله داشته است.

حسن بن عطیه نیز فرزندی به نام حسین داشته که کنیه وی اباعبدالله بوده‌ است. حسین در زمان خلافت هارون الرشید منصب قضاوت را بر عهده داشت.تبار عطیه با لقب عوفی شناخته می‌شوند.

 

______________________________

منابع

  • ابن بطریق، یحیی بن حسن، عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
  • ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، تحقیق لجنة من العلماء، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۰۳ق.
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، ط الأولی، ۱۴۱۰ق.
  • بلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌ دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷ق.
  • حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، محقق، محمودی، محمدباقر، تهران، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی، مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
  • ذهبی، شمس‌الدین محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، تحقیق عمر عبد السلام تدمری، بیروت،‌ دار الکتاب العربی، ط الثانیة، ۱۴۱۳ق.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت،‌ دار العلم للملایین، ط الثامنة، ۱۹۸۹م.
  • سمعانی،أبو سعید عبدالکریم بن محمد، الأنساب، تحقیق عبد الرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، ط الأولی، ۱۳۸۲ق.
  • شیخ صدوق، الامالی، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، ۱۴۰۰ق.
  • طبری آملی، عمادالدین محمد، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، ۱۳۸۳ق.

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج