اخبار > آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی



 

کد خبر:٣٩٩٦٨٥بازدید:380تاریخ درج:يکشنبه ٩ ارديبهشت ١٣٩٧

 آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی

محدثان شیعه

 

آیة الله الـعظمی حاج سید ابوالقاسم خوئی(ره)

ایشان شب نیمه رجب ۱۳۱۷ ه ق در شهرستان خوی از تـوابـع آذربایجان غربی، در یک خانواده علمی و مذهبی دیده به جهان گشود والد بزرگوار او، مـرحوم آیة الله سید علی اکبر خوئی، از شاگردان مبرز آیة الله شیخ عبداالله مامقانی بود که پس از فـراغت از تحصیل به زادگاه خود مراجعت نموده و به وظایف روحانی خود اشتغال می ورزید پس از مطرح شدن مشروطیت در ایران و موضع گیریهایی که دو طرف موافق و مخالف داشتند، او در سـال ۱۳۲۸ هـ ق شهرستان خوی را به قصد سکونت در نجف اشرف ترک گفت سید ابوالقاسم جوان نیز در سن ۱۳ سالگی، همراه برادرش سید عبداللّه خوئی در سال ۱۳۳۰ به پدر خودپیوستند و در نجف شروع به فراگرفتن ادبیات عرب، منطق و سطوح عالیه نمودند درحدود ۲۱ سالگی بود که شایستگی آن را پیدا نمود تا در درس خارج بزرگترین مدرس حوزه علمیه نجف، یعنی مرحوم آیة الله العظمی شیخ الشریعه اصفهانی حاضر شود و خوشه چین علوم و معارف او گردد البته جز آن استاد بزرگ، اساتیددیگری هم در رشته های مختلف و در مقاطع تحصیلی متفاوت داشته است که خودآن مرحوم در کتاب معجم رجال الحدیث به اسامی برخی از آن اعاظم تصریح دارد.

اساتید

اساتید ایشان در مراحل مختلف تحصیلی، بزرگان و استوانه های فقاهتی زیربوده اند:

۱ ـ آیة الله شیخ الشریعه اصفهانی ۱۲۸۹ ـ ۱۳۶۱ ه ق

۲ ـ آیة الله شیخ مهدی مازندرانی متوفی ۱۳۴۲ ه ق

۳ ـ آیة الله شیخ ضیا الدین عراقی ۱۲۸۹ ـ ۱۳۶۱ ه ق

۴ ـ آیة الله شیخ محمد حسین اصفهانی کمپانی ۱۲۹۶ ـ ۱۳۶۱ ه ق

۵ ـ آیة الله شیخ محمد حسین نائینی ۱۲۷۳ ـ ۱۳۵۵ ه ق

خـود آن مـرحـوم تـصریح دارد که: من از دو استاد اخیر الذکر آیة الله نائینی و آیة الله کمپانی بـیشترین بهره را برده ام و نزد هر کدام از بزرگان فوق الذکر، دوره کاملی از اصول و خارج فقه، یا کـتابهای متعددی از فقه را حاضر شده ام مرحوم نائینی آخرین استاد من بود که تا آخر عمر ملازم مـحـضر او بودم و از او اجازه روایتی گرفته ام او به من اجازه داد که کتب اربعه را از ایشان روایت کـنـم و ایـشان نیز از شیخ و استادخود محدث نوری و او از استاد خود، شیخ مرتضی انصاری روایت می نمود و طریقه شیخ انصاری نیز تا ائمه اطهار علیهم السلام، بسیار روشن و واضح است.

آثار و تالیفات

معظم له شاید یکی از موفق ترین مراجع عصر اخیر از نظر تالیف و تصنیف وتقریر بوده باشند، چون عـلاوه بـر تـالیفات گران سنگ و پرمحتوایی که خود انجام داده اند، به همان مقدار یا بیشتر از آن شاگردان و فارغ التحصیلان مکتب فقهی، اصولی و تفسیری او تقریرات او را نگاشته و نشر داده اند در دو جدول زیر ستون تالیفات وتقریرات او با استفاده از منبع پیشین اجمالا مشخص می گردد:

۱ ـ البیان فی تفسیر القرآن

۲ ـ نفحات الاعجاز در دفاع از کرامت و عظمت قرآن

۳ ـ اجود التقریرات ۲ ج- اصول

۴ ـ تکملة منهاج الصالحین -فقه

۵ ـ مبانی تکملة منهاج الصالحین۲ ج فقه

۶ ـ تهذیب و تتمیم منهاج الصالحین۲ ج فقه

۷ ـ المسائل المنتخبه فقه

۸ ـ مستحدثات المسائل فقه

۹ ـ تعلیقه علی العروة الوثقی فقه

۱۰ ـ رساله فی اللباس المشکوک فقه

۱۱ ـ منتخب الرسائل فقه.

۱۲ ـ تعلیقه علی المسائل الفقهیه فقه

۱۳ ـ منتخب توضیح المسائل فقه

۱۴ ـ تعلیقه علی توضیح المسائل فقه

۱۵ ـ تلخیص المنتخب فقه

۱۶ ـ مناسک الحج (عربی) فقه

۱۷ ـ مناسک حج (فارسی) فقه

۱۸ ـ تعلیقه المنهج لاحکام الحج فقه

۱۹ ـ معجم رجال الحدیث (23 جلد) رجال

۲۰.التنقیح فی شرح العروة الوثقی

۲۱.مستند العروة الوثقی

به این ترتیب مجموع آثار چاپ شده ایشان ۴۳ جلد می باشد البته جز این آثارمطبوع، آثار مخطوط و چـاپ نـشـده و نـوارهای پیاده نشده بسیاری دارند که هنوز به مرحله استفاده همگانی نرسیده است.

مشایخ

آیة الله العظمی خوئی نزد مشایخ و اساتید مختلفی علم و دانش فراگرفته است اساتید او را در فقه و اصول در آغاز مقاله از خود او شنیدیم، اکنون به برخی از اساتیداو در علوم دیگر اشاره می کنیم:

۱ ـ آیة الله شیخ محمد جواد بلاغی: وی استاد کلام و عقائد و تفسیر عصر خود در نجف اشرف بود مبارزات قلمی او با مسیحیان و یهودیان و مادیون مشهور و آثار او در این باره برای اهل تحقیق روشن است مرحوم آیة الله العظمی خوئی کلام و تفسیر را نزد او فرا گرفته و از او نیز در آثار خود یاد می کند.

۲ ـ سید ابوتراب خوانساری: رجالی عصر خویش در نجف اشرف، آیة الله خوئی رجال و درایه را نزد او فرا گرفته و او حق عظیمی بر غالب رجالیون پس از خود دارد.

۳ ـ سید ابوالقاسم خوانساری: ریاضی دان عصر خویش، حضرت آیة الله خوئی ریاضیات عالی را نزد او فرا گرفته است.

۴ ـ سید حسین بادکوبه ای: استاد بلامنازع فلسفه و عرفان  وی استاد فلسفه آیة الله خوئی بوده است.

۵ ـ حاج سید علی قاضی: عارف و سالک عصر خود که گروهی را در اخلاق و عرفان پرورش داده و مترجم ما مدتها در مکتب او به سیر و سلوک پرداخته است.

ویژگی ها

کـسانی که مدتی در محضر این عالم جلیل القدر به کسب فیض پرداخته اند، بر این ویژگیها اتفاق نظر و تاکید دارند:

← عـلاقه به تدریس

آن مرد بزرگ از دوران جوانی به تدریس و بحث وگفتگوهای علمی علاقه فـراوانـی داشت با اینکه بار مرجعیت در سنین اخیر بر دوش او سنگینی می کرد، ولی از تدریس و تـحـقـیـق و نـگـارش دست برنداشت حتی درسفرهای خود به مشاهد مشرفه، کار علمی را ترک نمی کرد و کارهای موقتی که یک محقق می تواند در سفر انجام دهد، جز برنامه خود قرار می داد و چـه بـسا در مجلسی که گروهی به دیدن او می آمدند، او از کار مقابله و غیره استفاده می کرد در عـلاقـه او بـه بـحـث و گـفـتـگـو هـمـیـن بـس کـه چـه بسا ساعاتی با طرف مقابل به بحث و گفتگومی پرداخت و احساس خستگی نمی کرد.

در شـیوه آموزشی، راه سقراط را می پیمود و با طرح سؤالها و شنیدن جوابها ازطرف، چه بسا او را نـسـبـت به رای و اندیشه خود قانع می ساخت، همچنان که سقراط نیز به این روش معروف بود و می گفت: معلم بیش از آن که آموزنده باشد، پرورش دهنده فکر است.

← تواضع و فروتنی فزون از حد

او از دوران جوانی تا سنین بالا که مرجعیت عظیمی پیدا کرد، به یـک حـالـت زیست و زندگی طلبگی را از دست نداد و پیوسته باکمال ابهت و عظمت مانند یک دانـشـجـوی دیـنی سخن می گفت و سخن می شنید و ازدوستان و بزرگان و کوچکان پذیرایی مـی کـرد عجب و خودبینی در او راه نداشت،ولی در عین حال از آرا و اندیشه های خود تا حد توان دفاع می کرد.

← احـتـرام بـه بـزرگـان

او بـزرگـان را بیش از حد تکریم می کرد، به خاطر دارم روزی که در مسجد ی درس می گفت، حضرت آیة الله حکیم پس از درس او در همان جایگاه تدریس می کرد، اسـتـاد پـس از فـراغـت از تـدریس به خاطر مذاکره تلامیذ، کمی درجایگاه تدریس باقی ماند که نـاگـهـان آیة الله حکیم وارد مسجد شد وقتی چشم آیة الله خوئی به وی افتاد، با یک دستپاچگی خاصی کفش و لوازم دیگر خود را برداشت ودست به سینه ایستاد و معذرت خواست.

شاگردان

ایشان در دو مقطع خاص، دو نوع اصحاب استفتا و فتوی داشته اند:

← دور نخستین

۱ ـ آیة الله حاج شیخ صدرا بادکوبه ای.

۲ ـ آیة الله شهید سید محمد باقر صدر.

۳ ـ آیة الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی.

۴ ـ آیة الله حاج میرزا جواد آقا تبریزی.

۵ ـ آیة الله حاج میرزا کاظم تبریزی.

۶ ـ آیة الله حاج سید جعفر مرعشی.

← دور دوم

کـه پـس از اخـراج ایـرانیان از حوزه علمیه نجف، ترکیب هیات فتوی به هم خورد و این حضرات به عنوان اعضای شورای فتوای ایشان برگزیده شدند:

۷ ـ آیة الله حاج سید علی سیستانی.

۸ ـ آیة الله حاج سید علی بهشتی.

۹ ـ آیة الله حاج شیخ محمود فیاض.

۱۰ ـ آیة الله حاج شیخ مرتضی خلخالی.

۱۱ ـ آیة الله حاج شیخ علی اصغر احمدی شاهرودی.

۱۲ ـ آیة الله حاج شیخ جعفر نائینی.

وفات

آیة الله الـعـظمی خوئی در مدت زعامت خود با مصائب و مشکلات فراوانی روبرو شد، زیرا پس از تسلط عبدالکریم قاسم بر عراق و کودتاهای مکرر، وضع روحانیت و مردم نجف، دچار مشکل شد.

کمونیست های وطنی از یک سو و بعثیهای بی رحم از طرف دیگر، عرصه را برروحانیت تنگ کردند خـصـوصـا از سال ۱۳۸۹ که بعثیها روی کار آمدند، مصائب فراوانی آفریده و آیة الله حکیم و پس از وی آیة الله خوئی را با مشکلات انبوهی روبرو نمودند در شهامت و استقامت این مرد بزرگ همین بس که از دوران تسلط بعثیها تا به امروز که ربع قرن از آن می گذرد، آنان نتوانستند از این مرجع بـزرگ، برگی به نفع خود دریافت کنند، یا در جنگ تحمیلی علیه ایران، دست خطی از او بگیرند واو پـیـوسـته با حفظ مرجعیت و حوزه علمیه نجف، کوچکترین باجی به آنان نداد و درعین حال نـاملایمات را تحمل می کرد، تا آنجا که متجاوز از ده سال است که گروهی ازنردیک ترین یاران او به جرم خدمت و دیانت به زندان افتاده اند و از سرنوشت آنان خبری نیست، حتی یکی از فرزندان او یـعـنـی آقای سید ابراهیم خوئی به وسیله بعثیان ربوده شده و هیچ نوع نام و نشانی از او در دست نیست.

او بـه خـاطـر نـاملایمات از یک طرف و کبر سن از طرف دیگر، دچار بیماری سختی شد و هر چه علاقمندان و بزرگان تلاش کردند که برای او پزشکی از خارج بیاورند، یا او را به خارج ببرند، حزب بـعـث با آن موافقت نکرد و سرانجام به بیمارستان بغداد منتقل گشت و با یک مداوای مرموز او را مـرخـص کـردند و هیچ روشن نیست که چگونه و به چه علتی از جهان رفت و در تاریخ مرجعیت شـیـعـه ایـن مـسـالـه بـه تـجـربـه ثـابـت شـده است هر مرجعی که به بیمارستان بغداد منتقل گشت،مرموزانه درگذشت و شما می توانید این مساله را در تاریخ زندگی حاج شیخ احمد کاشف الغطا و حاج آقا حسین قمی و آیة الله حکیم وغیره به روشنی بیابید.

سرانجام این مرد بزرگ پس از یک عمر بابرکت، طرف عصر روز هشتم ماه صفر ۱۴۱۳ جان به جان آفرین سپرد و خبر درگذشت او ساعتها مکتوم ماند وسرانجام رادیو بغداد مجبور به بازگویی آن شـد انتشار خبر درگذشت او موجی ازاندوه در میان شیعیان پدید آورد شیعیان مظلوم عراق که در خوف و رعب عظیمی به سر می برند، خود را آماده تشییع نمودند، ولی متاسفانه حکومت بعث، حـتـی در خـود نجف اجازه تشییع نداد و آن مرحوم در یک حکومت نظامی محلی در نیمه شب درصحن شریف در مدخل مسجد الخضرا که جایگاه تدریس او بود به خاک سپرده شدو در تشییع او جز چند نفر از شاگردان او و فرزند عزیزش سید محمد تقی خوئی کسی حضور نداشت.

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج