اخبار > شیخ طوسی رحمه الله



 

کد خبر:٣٨٧٤٧٠بازدید:1139تاریخ درج:يکشنبه ١٩ دی ١٣٩٥

 شیخ طوسی رحمه الله

 

شرح حال اول

ولادت

ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، معروف به« شیخ الطائفه»، در خراسان، در سال 385 هجرى متولد شد.

او از ستارگان بسیار درخشان جهان اسلام است و در فقه و اصول، حدیث، تفسیر، کلام و رجال تالیفات فراوان دارد.

خاندان

خاندان شیخ طوسى تا چند نسل همه از علما و فقها بوده اند. پسرش شیخ ابو على ملقب به« مفید ثانى» فقیه جلیل القدرى است و بنا بر نقل مستدرک( ج 3، ص 498) کتابى به نام «أمالی» دارد و کتاب «النهایة» تالیف پدرش را نیز شرح کرده است.

مطابق نقل کتاب «لؤلؤة البحرین» دختران شیخ طوسى نیز فقیهه و فاضله بوده اند.

شیخ ابو على فرزندى به نام« شیخ ابو الحسن» داشت که بعد از پدرش مرجعیت و ریاست حوزه علمیه به او منتقل گردید.

عماد طبرى گفته است: اگر صلوات بر غیر انبیا روا بود، من بر این مرد صلوات مى فرستادم.

او( پسر شیخ) در سال 540 هجرى درگذشت.

تحصیلات

شیخ در سال 408 هجرى یعنى در 23 سالگى به بغداد مهاجرت کرد و تا پایان عمر در عراق ماند و پس از استادش سید مرتضى علم الهدى، ریاست علمى و فتوایى شیعه به او منتقل شد.

شیخ طوسى مدت پنج سال نزد شیخ مفید درس خوانده است. سالیان دراز از خدمت شاگرد مبرز شیخ مفید، سید مرتضى بهره مند شده است. استادش سید مرتضى در سال 436 هجرى درگذشت و او دوازده سال بعد از سید در بغداد ماند، ولى بعد به علت یک سلسله آشوب ها که در نتیجه خانه و کاشانه اش به تاراج رفت، به نجف مهاجرت کرد و حوزه علمیه نجف را در آنجا تاسیس کرد و در سال 460 هجرى در همان جا درگذشت. مقبره ایشان در نجف معروف است.

شخصیت علمى

شیخ طوسى کتابى در فقه دارد به نام «النهایة» که در قدیم الایام کتاب درسى طلاب بوده است. کتاب دیگر او به نام «المبسوط» که فقه را وارد مرحله جدیدى کرده است و در زمان خود مشروح ترین کتاب فقهى بوده است.

در کتاب دیگر خود به نام «الخلاف» آراى فقهاى اهل سنت و شیعه را بیان کرده است. شیخ طوسى کتاب هاى دیگرى نیز در فقه دارد.

قدما تا حدود یک سده پیش، اگر در فقه« شیخ» را به طور مطلق مى گفتند، منظور شیخ طوسى بوده و اگر شیخان مى گفتند مقصود شیخ مفید و شیخ طوسى بوده است.

شیخ طوسى یکى از چند چهره معروفى است که در سراسر فقه نام او مى درخشد.

رهبرى شیعه

بعد از رحلت سید مرتضى علم الهدى رهبرى و پرچمدارى شیعه به شیخ طوسى رسید. در این هنگام منزل شیخ در محله کرخ بغداد، پناهگاه و مقصد و مقصود مسلمانان بود. جهت درک محضر او علما و دانشمندان بسیارى از سراسر سرزمین اسلامى، قصد بغداد را مى نمودند تا افتخار مجالست و شاگردى او را دریابند و از چشمه خروشان علم الهى که بر زبان او جارى مى شد، استفاده برند.

شاگردان

تعداد شاگردان وى از فقها و مجتهدان و علماى شیعه، به بیش از سیصد تن رسید و در همان وقت چند صد نفر از علماى اهل سنت نیز از محضر او استفاده مى کردند.

مناصب عالى

آوازه علم و دانش و ورع و زهد و تقواى شیخ طوسى، همچنان که از مرزهاى عراق گذشته و به اقصى نقاط دنیا رسیده بود، از دیواره هزارکنگره قصر با عظمت خلیفه عباسى نیز گذشت، به طورى که« القائم بامر الله» خلیفه عباسى، با همکارى آل بویه، کرسى تدریس کلام را در مرکز خلافت به او داد. در آن روزگار براى این کرسى، عظمت و رتبه والایى قائل بودند، به طورى که آن را به بزرگترین دانشمند کشور واگذار مى کردند و این نشانه آن است که در آن زمان بالاتر و والاتر از شیخ طوسى در تمام بغداد و سرزمین هاى اسلامى کس دیگرى نبود که شایستگى تدریس را داشته باشد.

واقعه اى اسفبار

ترکان سلجوقى در سال 447 هجرى با استفاده از ضعف آل بویه به بغداد حمله کردند و با اشغال آن حکومت آل بویه را برانداختند. در این زمان عبد الملک وزیر متعصب طغرل بیک، به محله هاى شیعه نشین حمله کرده، به قتل و غارت آنان پرداختند و به خانه شیخ حمله کردند تا وى را به قتل برسانند، ولى چون او را نیافتند، وسایل منزل و کتاب هاى او را آتش زدند و نابود ساختند.

بعد از این حادثه اسفبار که ضایعات جبران ناپذیرى به جهان علم وارد ساخت، شیخ از بغداد خارج شد و به نجف اشرف رفت.

نجف اشرف

نجف در آن هنگام ده کوچکى بود که تعداد کمى از شیعیان مشتاق، در جوار بارگاه مولاى متقیان امیر المؤمنین على علیه السلام زندگى مى کردند.

بعد از فروکش کردن خشم و طغیان جاهلان، شیخ در نجف اشرف حوزه علمیه اى تاسیس نمود که بزرگترین حوزه علمیه در میان شیعیان گردید.

تالیفات

شیخ طوسى مؤلف دو کتاب از کتب اساسى و مرجع چهارگانه شیعه است، به نامهاى «تهذیب الأحکام» و«الاستبصار» که هر دو در زمینه روایات و احادیثى است که جنبه فقهى و حکمى دارند. از دیگر تألیفات اوست:

1-النهایة 2-المبسوط 3-الخلاف  4-عدة الأصول  5-الرجال  6-الفهرست  7-تمهید الأصول  8-التبیان

وفات

شیخ بزرگوار طوسى در شب دوشنبه 22 محرم سال 460 هجرى به رحمت ایزدى پیوست و در نجف اشرف در خانه خویش به خاک سپرده شد.

بدین ترتیب جهان اسلام یکى از بزرگترین و نامورترین فقیهان خود را از دست داد. شخصیتى که تاریخ کمتر به نظیر او در جامعیت برخورد کرده است و هنوز فقهاى ما از پرتو وجود او برخوردار هستند.

هم اکنون نیز خانه او مسجد شده است.

شیخ طوسى

شرح حال دوم

[زندگینامه ]

ابو جعفر، محمّد بن حسن بن على الطوسى، مشهور به« شیخ»- على الاطلاق- و« شیخ الطائفه»، وى در رمضان المبارک سال 385 هجرى قمرى( 995 میلادى). در طوس دیده به جهان گشود و پس از 75 سال عمر در 22 محرّم الحرام- به نقل مشهور- در 460( ه. ق)( 1068 م) در شهر مقدس نجف اشرف دیده از دار فانى فرو بست و نداى(ارجعى الى ربک ) را لبیک گفت.

شیخ به مدت 23 سال( 385- 408) در زادگاه خود اقامت نمود و آنگاه براى کسب علم و دانش به بغداد مهاجرت کرد و به مدت 5 سال( 408- 413) از محضر پر فیض شیخ مفید، بهره گرفت. در این هنگام که از چشمه جوشان وجود سید مرتضى علم الهدى نیز استفاده مى نمود؛ پس از مرگ شیخ، حضور خویش را به مدت 26 سال( 413- 436) نزد سید به خوبى حفظ کرد و خود نیز به تحقیق و تألیف و تدریس اشتغال داشت. پس از مرگ سید مرتضى، 12 سال در بغداد تنها مرجع و زعیم مذهبى شیعیان بود تا اینکه در سال 448 به نجف اشرف هجرت نمود.

[طوس ]

طوس یکى از چهار شهر معروف خراسان بود. اسناد تاریخى و نویسندگان ترجمه حال، درباره احوال این دیار چندان مطلبى بیان نداشته اند، شیخ طوسى در کتاب الفهرست، خود را طوسى نامیده است. شهر طوس در زمان اقامت شیخ، زیر سلطه و فشار سیاسى ترکان نومسلمان غزنوى قرار داشت که بالتبع شیعیان آسایشى نداشتند.

شاید علت اینکه برخى از مورخین و تراجم نگاران، مانند سبکى و به تبع او سیوطى، شیخ را شافعى مذهب دانسته اند؛ نفوذ و گسترش سیاسى شافعیه در خراسان باشد. سبکى مى گوید: سلطان محمود غزنوى نخست حنفى مذهب و سپس به شافعیه گرایش پیدا کرد.

اما از لحاظ فرهنگى، شهر طوس یکى از پر آوازه ترین شهرهاست، زیرا از آنجا شاعرى همتاى فردوسى و نابغه اى در فقه و کلام و حدیث و تفسیر نظیر شیخ طوسى،- رضوان اللّه علیهما- و محققى مانند خواجه نصیر- علیه الرحمه- و متکلمى همسنگ غزالى و ادیبى چون نظام الملک برخاسته است.

[بغداد]

در این زمان( دهه اول و دوم اقامت شیخ) زمام امور بغداد به دست بویهیان شیعه مذهب است و شیعیان از اقتدار و نفوذ شایانى برخوردارند، مراکز علمى و فرهنگى نیز توسعه چشمگیرى یافته است. شیخ طوسى پس از اقامت در بغداد، در زمان شیخ مفید به شرح کتاب «المقنعة» وى پرداخت و نام آن را«تهذیب الاحکام» گذارد.

شیخ طوسى پس از بر شمارى آثار شیخ مفید در کتاب الفهرست خود مى گوید:

«تمام این کتابها را نزد او خوانده ایم، برخى یک بار و بعضى دیگر چند بار بر او قرائت شده و او شنیده است. شیخ مفید از بزرگان علم کلام بود و منصب زعامت امامیه نیز به او منتهى گردید. از وى حدود 200 کتاب و رساله بزرگ و کوچک بجاى مانده است.» در فضل و کمال و تقواى وى همین بس که حضرت صاحب الزمان- ارواح العالمین فداه- طى چند نامه اى، شیخ را برادر خود خوانده است.

سید مرتضى علم الهدى و برادرش سید رضى از شاگردان و پرورش یافتگان مدرسه اویند.

سید مرتضى نیز از جایگاه علمى و سیاسى ویژه اى برخوردار بود. شیخ طوسى از حوزه درسى سید- علیه الرحمه- در علم کلام و فقه و اصول استفاده کرد و اکثر آثار سید را بر وى قرائت نمود.

شیخ، کتاب الشافى سید را تلخیص و بخش اصول کتاب جمل العلم و العمل وى را شرح کرد. شیخ الطائفه از سبک سید در فقه و اصول و کلام پیروى نمود و دو کتاب خلاف و مبسوط را به روش سید نگاشت. شیخ درباره وى مى فرماید:

«پیشتاز در علومى چون کلام، فقه، اصول، ادبیات و غیره بود بر فضل و دانش او اجماع است.» نجاشى( 450) نیز وصف مشابهى دارد:«خازن العلوم، لم یدانه فیه احد فى زمانه...» و ابو القاسم تنّوخى( 447 ه) که از اساتید شیخ است مى گوید:

«کتابهاى وى را تا 80 هزار شماره کردیم!» پس از وفات سید، مقام والاى مرجعیت به شیخ منتقل گردید. برجستگى علمى و نفوذ مذهبى و اجتماعى شیخ موجب گشت که خلیفه عباسى« القائم» کرسى علم کلام را به وى عطا کند. طبیعى است که شیخ به عنوان مرجع کل و رهبر شیعیان در قرن پنجم، ابتدا در بغداد و سپس در نجف، محل رجوع مردم باشد؛ بطورى که گروههاى مختلف مردم جهت پرداخت وجوه و پرسیدن مسائل شرعى خود، آهنگ وى مى نمودند. لیکن دیرى نپایید که با ورود طغرل بیک به بغداد در سال 448، مخالفین به منزل وى یورش برده و کتابخانه و کرسى علم کلام و دیگر وسائل منزل وى را به آتش کشیدند و شیخ ناچار به نجف اشرف هجرت کرد.

شیخ بزرگ در جوار بارگاه امیر مؤمنان(ع) به بحث و تحقیق و تألیف خود ادامه داد و خدمت شایانى به اسلام نمود و گام بلندى در احیاى فرهنگ غنى تشیع برداشت و آن، تأسیس نخستین دانشگاه اسلامى در نجف است.

فرزند فرزانه و دانشمند شیخ« ابو على» ملقّب به مفید ثانى، پس از پدر حوزه علمیه نجف را توسعه داد. سمعانى وى را ستوده و مى گوید:«اگر بر غیر انبیاء صلوات جایز بود؛ همانا بر وى درود و تحیات مى فرستادم.» سرانجام شیخ الطائفه در سال( 460 ه.) به رضوان ایزدى و لقاء حق پیوست.

[شیخ طوسى در آیینه گفته ها]

نجاشى که از اساتید شیخ بوده در کتاب رجالش درباره شیخ الطائفه مى گوید:

«از علماى امامیه و مورد اعتماد و از چهره هاى سرشناس زمان ما است. او از شاگردان استاد ما ابو عبد اللّه بوده و آثارى چند تألیف کرده است.» علاّمه حلّى- رحمة اللّه تعالى علیه- نیز در خلاصه خود مى گوید:

«رئیس و شیخ گرانقدر مذهب امامیه، مورد وثوق، معروف، صدوق، آگاه و عالم به اخبار و رجال و فقه و اصول و فروع و جامع کمالات نفسانى در علم و عمل بوده است.» تاریخ نگاران سنّى مذهب، از کنار نام این رادمرد تاریخ ساز، به آسانى گذشته و تنها به ذکر سال وفات یا فقیه بودن شیخ بسنده نموده اند که این بى انصافى هرگز با روحیه یک نگارنده تاریخ، سازگار نیست. بگذریم و در گذریم که به قول شیخ عبد الجلیل قزوینى:«فضل و زهد او اظهر من الشمس است» ما را چه حاجت به تمجید ایشان، و به قول شاعر:

لولا خشیت لقلت: لیس کمثله فى قوة الابداع و الایجاد کلاّ و من تلقى عیون الدهر ما لم تلق فى الازال و الآباد گفته ها درباره شیخ بسیار است و مشت نمونه خروار، لذا به همین مقدار اکتفا نموده و طالب تفصیل را به منابع مذکور ارجاع مى دهیم.

[ابعاد علمى ]

از گزیده گفتار بزرگان و فرزانگان علم و دانش مى توان اجمالا به جنبه هاى علمى چشمه جوشان و مالامال فضل و دانش وجود او پى برد. خورشید تابناک او بیش از هزار سال است که بر جاى جاى حوزه هاى تشیع پرتو افکنده و دانش پژوهان و اندیشمندان بیشمارى را از نور آثار پر مغز و گران سنگ خود بهره مند ساخته است.

وى در تمام علوم اسلامى و قرآنى، در فقه و اصول و کلام و رجال و حدیث و تفسیر و ادبیات، متبحّر و صاحب نظر بود. بحث درباره شخصیت شیخ الطائفه و ابعاد علمى وى، از توان این رساله کوتاه بیرون و نیازمند کتابى کلان و محققى پر توان است؛ از اینرو تنها به اشاراتى گذرا بسنده مى کنیم:

[بعد فقهى ]

فقه شیعه در طول تاریخ، خیزشهاى تکاملى و پویایى دو چندانى را پشت سر نهاده است. جرقه این جهش در عصر شیخ مفید و سید مرتضى و به ویژه شیخ طوسى آغاز شد. وى با تألیف کتابهایى چون تهذیب و استبصار، مبسوط، نهایه و خلاف، صفحه زرّینى در تاریخ فقه جعفرى گشود. با تألیف کتاب خلاف، فقه تطبیقى و مقایسه اى را نوآورى کرد. تأثیر و نفوذ نظرات دقیق فقهى شیخ بدان حد رسید که تا صد سال پس از او هر فقیه و مجتهدى عملا مقلّد او بود. اولین کسى که به خود جرأت ایستادگى در برابر وى داد و به نقد و ایراد نظرات شیخ پرداخت؛ نوه دخترى او ابن ادریس حلّى( 598 ه.ق) بود.

حاجى نورى درباره این بعد علمى شیخ مى گوید:

«او نابغه و احیاگر علم فقه بود به طورى که تمام دانشمندان و فقیهان امامیه پس از او در دامن آثار و کتب او به اجتهاد و فقاهت نائل آمدند و بیشترین استفاده را در احراز این مقام بلند علمى از تألیفات گران سنگ او بردند.» با دقت در این عبارات مى توان به عظمت فقاهت شیخ پى برد و بیان جان کلام، هرگز از عهده این قلم ناتوان و بنان ناتوان این بنده نادان برنیاید که تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

[بعد اصولى ]

رواج اندیشه اخباریگرى و نقل گرایى تا عصر شیخ حرکت پویایى اصول و فقه را کند و به ایستایى کشانده بود. شیخ با درک موقعیت خطیر، به مبارزه با این خط کهنه انحرافى پرداخت و کتاب عدّة الاصول را تألیف نمود. وى در مقدمه کتاب مبسوط، انگیزه تألیف را تضعیف این خط بر مى خواند و مى گوید:

« من هنوز گفته هاى فقهاى مخالفین را که فقه ما را تحقیر مى کنند، مى شنوم و مدتهاست که در فکر تألیف کتابى در فروع فقه هستم. آنچه بیشتر عزم مرا سست مى کرد؛ این بود که اصحاب ما کمتر به این کار رغبت نشان مى دادند، زیرا با متون اخبار و صریح الفاظ روایات، خو گرفته اند...» و حتى شیخ در تفسیر خود، با استناد به آیات، اندیشه اخباریگرى را مى کوبد و ذیل آیه «أفلا یتدبّرون القرآن...»مى گوید:

«و نیز این آیه بر نادرستى گفتار ناآگاهان اصحاب حدیث گویایى دارد.» همچنین در مقدمه عدة الاصول، به انگیزه تألیف این کتاب اشاره و بر این خط انحرافى مى تازد. از اینرو، شیخ طوسى- قدّس اللّه نفسه الزکیه- پاى به میدان اجتهاد نهاد و در مقدمه کتاب مذکور، خود را پیشگام نگارش چنین کتابى بر شمرد:

«و آنان که در این زمینه دست به تألیف زده اند، هر یک بر اساس اصول و مبانى کلامى خود، قلم زده و تاکنون کسى از مذهب امامیه نیز در این باب کتابى ننوشته است.» از جمله نظرات اصولى وى، عدم حجیت اخبار واحد از غیر عدل امامى است و نیز در باب اجماع، حجیت آن را بر اساس قاعده لطف معتقد است.

کتاب عدة الاصول از کهن ترین و معتبرترین منابع اصولى است که تاکنون مورد استفاده و استناد پژوهشگران و اصولیین بوده است.

[بعد حدیثى ]

این جنبه شخصیت والاى شیخ را با آشنایى دو اثر جاودانى تهذیب و استبصار مى توان معرفى نمود. نزدیکى شیخ به زمان ائمه- علیهم السّلام- و نوّاب خاصّه و متون حقیقى حدیث، از امتیازات این دو کتاب است. شیخ طوسى در زمان شیخ مفید مأمور به شرح و بسط کتاب المقنعه شدو نام آن را«تهذیب الاحکام» گذارد. تهذیب بر حسب شمارش حاجى نورى، متضمن 1359 حدیث است که در 393 باب و 21 کتاب تدوین شده است. 34 اثر گران سنگ استبصار نیز مشتمل بر 5511 حدیث مى باشد که در 925 باب نظم یافته است. این دو کتاب ارزشمند و گرانبار، از کتب معتبر روایى، همتاى کافى و من لا یحضر شناخته شد. شیخ با تألیف این دو، صحاح احادیث شیعه را در حصار کشید و آن دو را تکمیل نمود.

[بعد کلامى ]

قرن چهارم و پنجم، آبستن مناظرات و گردهماییها، تألیف و نشر کتب کلامى و تفاسیر کلامى بوده است. مناظرات شیخ مفید با سران اشاعره و اعتزال و نگارش بیش از 50 اثر کلامى، همچنین تألیف کتاب شافى توسط سید مرتضى در ردّ کتاب المغنى عبد الجبّار، از جمله شواهد مدّعاى فوق است.

شیخ طوسى نیز به خاطر مقام والاى علمى که احراز نموده بود؛ از سوى خلیفه، عهده دار کرسى کلام شد. وى بیش از 15 اثر کلامى از خود به جاى گذارد که از همه مهمتر کتاب تلخیص الشافى اوست. تفسیر شریف تبیان که نظیر دو کتاب تهذیب و استبصار وى از آثار بسیار مهم اوست؛ داراى پرتوهاى کلامى دقیقى است که مفسّر در آن با استناد به آیات، به اثبات حقّانیت شیعه و ردّ و ابطال مخالفین، بویژه آراء اهل سنّت و اشاعره پرداخته است. همچنین سه کتاب «شرح الجمل» و«المفصّح» در امامت و«الاقتصاد الهادى الى الطریق الرشاد» از دیگر آثار کلامى ارزشمند شیخ است که بعضا به زیور طبع آراسته شده است.

[بعد رجالى ]

اعتماد و وثوق به احادیث و روایات، در صورتى محقق است که سلسله اسناد، درست و راویان آنها موثوق و مورد اطمینان باشند؛ یعنى احتمال جعل و کذب درباره آنها نرود. در سه قرن نخست اسلام، چندان نیازى به گردآورى کتب رجال و تراجم احساس نمى شد. لیکن در آغاز سده چهارم با گذشت زمان، خصوصیات رجال حدیث رو به تیرگى نهاد. دانشمندان امامیه. از جمله ابو عمرو عبد العزیز کشّى( 369 ه) به تألیف کتاب رجال دست زدند و شیخ طوسى که اهمیت امر را درک مى کرد، کتاب کشّى را تنقیح و تکمیل نمود.

وى کتاب دیگرى به نام «الابواب» یا رجال طوسى، گرد آورد. مرحوم آقا بزرگ تهرانى درباره این کتاب مى گوید:

«این کتاب اکنون یکى از منابع بزرگ رجالى مورد اعتماد دانشمندان ماست.» سومین اثر رجالى وى، کتاب «الفهرست» اوست که در آن به شناسایى اصحاب کتب مى پردازد. در این کتاب نام بیش از 400 مصنّف شیعه ذکر شده است. مرحوم آقا بزرگ تهرانى، ذیل نام این کتاب مى نویسد.

«این کتاب از آثار گرانقدر و جاودانى است که علماء امامیه از آن زمان تاکنون مورد استفاده و استناد خود قرار داده اند.» ابو زهره عالم سنّى معاصر، به عظمت شخصیت رجالى شیخ، اعتراف نموده و اثر وى را خدمتى بزرگ به جهان اسلام مى خواند.

بنابر این، شیخ علاوه بر پیشتازى و پیشوایى در فقه و اصول و حدیث، در رجال نیز گام مؤثّرى در پویایى تشیع برداشته است.

[بعد ادبى ]

درباره این جنبه از شخصیت ذو وجوه شیخ، تاکنون ادیبى به تحقیق گسترده دست نزده است، ما اینک به جلوه هایى از سیماى ادبى این فرزانه بزرگ اشاره مى کنیم.

مى دانیم که شیخ الطائفه از طوس برخاست، جایى که بیشتر مردمانش به زبان پارسى درى سخن مى گفتند و بعید است که شیخ در اواخر اقامتش در طوس، با پدر شعر و ادب فردوسى نامور در تماس نبوده و از محضر ادیبانه وى بهره نگرفته باشد.

به هر حال عشق و شوق مالامال شیخ به تحصیل علوم و معارف به هجرت وى انجامید. او در مدرس دانشمندان عرب تبارى چون شیخ مفید و سید مرتضى و ابو القاسم تنّوخى، شاگردى نمود. با اینکه شیخ عرب نبود؛ لیکن با استعداد سرشار و ذوق و قریحه مالامال خود، جایگاه با شکوهى در ادبیات تشیع احراز نمود که جلوه نمایان آن را مى توان در اثر گرانمایه تفسیر شریف تبیان باز یافت. شیخ در مقدمه تبیان به اسلوب ایجاز و گزیده گویى اشاره مى کند. همچنین به طور گسترده، متعرض مباحث لغت و اشتقاق مى شود و در بخش اعراب نیز، نقش یک نحوى ماهر را ایفا مى کند. بى تکلّفى، زیبایى، شیوایى عبارات و رسایى و گیرایى الفاظ، نمونه دیگرى است که گویاى نگارنده خوش قریحه و ادیب آن است. اشعار عرب که هماره استوانه ادبیات عرب بوده است به گونه چشمگیرى در جاى جاى تبیان بکار رفته و مفسّر در استناد و استشهاد بدانها تأکید مى ورزد. در این راستا، مفسر از امثال عربى و گزیده گفته هاى اعراب به خوبى استفاده نموده و این نیز نمایانگر عمق آشنایى وى با فرهنگ و ادبیات عرب است.

[اساتید]

علاّمه حاجى نورى نام 37 تن از اساتید شیخ را ذکر نموده و ما پیشتر، نام برخى از مشاهیر استادان شیخ را بیان داشتیم. همچنین شیخ، بیش از 300 شاگرد داشته است، در این باره حاج شیخ عباس قمى- رضوان اللّه علیه- مى گوید:

«شاگردان خبره او که جملگى مجتهد بودند افزون بر 300 تن و از اهل سنت بى شمار و نامحدود بودند.» از جمله مشاهیر تلامیذ شیخ، مى توان از ابو على طوسى فرزند وى، ملقّب به مفید ثانى( 515 ه.)، شهر آشوب سروى جد صاحب معالم العلماء و ابو الفتح کراجکى یاد کرد.

[آثار]

آثار و مؤلفات شیخ، اکنون به صورت دائرة المعارفى در دسترس قرار دارد.

آنچه مسلّم است آنکه، مفسر بزرگ از کتابخانه هاى بزرگى چون دار الکتب شاپور پسر اردشیر در بغداد که آن را در سال 383 وقف نمودو کتابخانه سید رضى و سید مرتضى- رحمة اللّه علیهما- که مشتمل بر هشتاد هزار کتاب بوده، به خوبى از آنها بهره برده است. شیخ در زمینه هاى گوناگون علوم اسلامى- که پیشتر اشاره کردیم- دست به تألیف و نگارش کتب زده است. وى حدود 50 اثر از خود به جاى نهاد. که در الفهرست خود، کتاب را ذکر نموده و صاحب معالم العلماء، بیش از 47 اثر از وى برشمرده است. برخى از آثار وى به صورت جوابیه و نامه، نگاشته شده است و پاره اى دیگر، به صورت املا و قرائت، تدریس، و سپس توسط خود شیخ یا در مواردى توسط شاگردانش، زیر نظر وى نگاشته شده است. این نکته قابل توجه است که تا قرن چهارم، کتابهاى مستقلى در علم کلام نوشته شد؛ لیکن براى قرآن، تفسیر مفصّل کلامى نوشته نشده بودتا اینکه در این عصر، با گسترش دامنه مباحث کلامى در قرن چهارم به بعد، رفته رفته روش کلامى در تفسیر رواج یافت. ابو القاسم بلخى کعبى معتزلى( 309 ه.)، 12 جلد تفسیر فقهى، کلامى تألیف نمود.

ابو مسلم، تفسیرى به نام «جامع التأویل لمحکم التنزیل» در 13 جلد گرد آورد.

محور تفاسیر عموما در اطراف تفسیر متشابهات دور مى زد. چه اینکه، اشاعره و دیگر فرق ضالّه در توجیه متشابهات القرآن به گمراهى رفتند و لذا شریف رضى( 406 ه.) کتاب حقائق التأویل فى متشابه التنزیل را جمع آورى و تلخیص البیان را املاء نمود.

سید مرتضى نیز در بخشى ازکتاب امالى  خود متعرض تفسیر پاره اى از آیات مى شود؛ بالأخره شیخ الطائفه، پیشواى مفسرین، کتاب عظیم و گران سنگ تبیان را در تفسیر، تألیف مى کند.

 

 

نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج